قصه اول

كمتر از ده روزه كه از بيمارستان اومديم خونه و براى من انگار چند ماه شده. با اينكه روزهاى اول، بچه خيلى ساكت و تقريبا همش خواب بود ولى ماجراى شيردادن بهش و بى تابى هاش تا اينجا سخت ترين بخش كل ماجرا بوده.

از تو بيمارستان به خاطر اينكه وزنش بيش از حد كم شده بود، استرس داشتم كه نمى تونم خوب بهش شير بدم. در واقع تو روزهاى اول شيرى هم تو سينه هام نبود كه بهش بدم. انگار تو سزارين چهار پنج روز بعد از زايمان، شير مياد تو سينه ها. غير از مقدار شير، اينكه چطور بشيني، چطور بچه رو بگيرى بغلت، با چه زاويه اى و چطور نوك سينه رو بگذارى تو دهنش و اينكه مكيدن براى اون واين همه شير دادن براى تو چقدر كار خسته كننده ايه، ماجراى شير دادن رو سخت تر هم كرد. اينكه تو خودت رو به خاطر گرسنگى نوزادت سرزنش مى كنى رو هم اضافه كن بهش

حالا نمى دونم چرا قبلا كسى تو سختى هاى بچه دار شدن اين رو نگفته بود يامن نديده بودم؟ توصيه بزرگترها با اون چيزى كه پرستارا بهم مى گن خيلى فرق داره يا به عبارتى به نظر مياد خيلى از ماها سوء تغذيه داشتيم و يا شايدم ما داريم شورش رو در مياريم

مامانم اومده براى كمك. دو سه روز بيشتر طول نكشيد تا به اشتباه بودن اين كار پى ببرم. ذهن مادرم تو سيستم سنتى و عجيب و غريبى كه بلده غرقه. توصيه هاش بدون اين كه خودش متوجه باشه حتى با هم متناقضه. با ليست طولانى غذاهايى كه فكر مى كنه بايد بخورم و سردى و گرمى بودن هركدومش بيچاره شدم. غير از همه اين توصيه ها، تلخ ترين حقيقتى كه باهاش روبرو شدم اينه كه اصلن بسيار پيرتر و ناتوان تر از اونيه كه بتونه بهم كمك كنه و اين منم كه بايد يه گوشه ذهنم رو براى مراقبت از مامانم كنار بگذارم و حواسم باشه كه خودش اين رو نفهمه و احساس بيهودگى نكنه. دل تنگ خونه و بچه هاش هم شده و طفلى كلى هم حوصله ش سر مى ره.

فعلن دلم خوشه به اون چند مرتبه اى كه بچه رو داديم بهش تا آرومش كنه و خودمون عين جنازه افتاديم يه گوشه كه بتونيم يكى دو ساعت بخوابيم. كمك كمى هم نيست. خيلى هم دلم بخواد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: